سوغاتی از جنس وب: روضهخوان

اشاره: معادلات حیات بشری و حتی علوم انسانی با امام حسین تغییر خواهد کرد و به برکت کربلا بشر طعم پیشرفت را در آخرالزمان خواهد چشید.
پیشرفتهایی که بزرگترین و شکوهمندترین آن، تجربه فرج و ظهور کامل حقیقت با امام زمان خواهد بود.بشریت این قله را با نام مقدس امام حسین فتح خواهد کرد چنان که در روایات ظهور کاملا مشهود است.
نقش راویان و نیز بالتبع زائران کربلا در مقدمه چینی و زمینهسازی این بزرگ بسیار حیاتی و تعیین کننده است. در این میان زیارت سیدالشهدا بهترین بستر برای ایجاد گفتمان عاشورایی ظهور خواهد بود.
انسان برای درک پیشرفت، ناگزیر از عاشوراست. بهترین منبع برای مطالعه این امر مهم، مطالعه اصحاب امام حسین است که هرکدام، نیروی محرکهای برای جلو رفتن انسانها به حساب خواهند آمد.
مهمترین عامل انگیزهبخشی در افراد یک مجموعه، ایجاد همت و مناعت طبع در نیروهاست که در میان اصحاب به زیبایی به چشم میخورد. ( مشاهده خبر)
به یاد سعیدبن عبدالله:
سعید در یک نگاه (برشهایی از تاریخ زندگی سعیدبنعبدالله):
هرچه داشت وقف حسین کرده بود. حتی به پای حسین دویده بود.
"از کوفه تا مکه"، پیک کوفیان به سمت امام بود.
"از مکه تا کوفه"، جواب نامهی امام به کوفیان را رسانده بود.
"از کوفه تا مکه"، پیک مسلم به سمت امام بود.
"از مکه تا کربلا"، همپای امام آمده بود.
یک عمر به پای حسین بود ولی در آخرین لحظه هنوز یک نگرانی داشت. آیا حسین من را پذیرفته است؟
×××××××××××××××
نه فقط خون، که خون جگر نیز در راه حسین خرج کرد.
"چهار بار" این مسیر طولانی، این دشت برهوت را فقط به خاطر او طی کرد: حسین
از همه جالبتر باز هم خود را بدهکار میدانست: آیا وفا کردم؟ (اَوَفَیتُ یَابنَ رَسُولِ الله؟)
××××××××××××××××××××
از آیین وفاداران به دور است که خود را طلبکار بدانند، آن هم به خاطر چند صباح رفاقت و همراهی. خوشا وفایی که به پای حسین باشد!
یک عمر دویدن و باز هم خود را بدهکار دانستن.
خوشا این نگاه به ارباب!
و خوشا جواب ارباب به باوفایان: فَقَالَ نَعَمْ أَنْتَ أَمَامِی فِی الْجَنَّة
وفاداران به امید همین لبخند امامشان زندهاند. (گزیدهای از کتاب "وفا به رنگ کربلا" از مجموعه کتابهای باغ سیب؛ زیر خیمه حسین علیهالسلام)
درنگ(مؤلفههای پیشرفت):
اساسیترین عامل پیشرفت و حرکت رو به جلو همین "بیقراری" است. کسی که از همه موجودی فعلی خود راضی است دست به تغییر وضع موجود نخواهد زد و به سمت بهتر شدن و رسیدن به وضع مطلوب حرکت نخواهد کرد. موتور محرکه این رشد همان راضی نبودن از خود و سعی در رسیدن به کمال برتر است.
"مناعت طبع" و "همت بلند" شاخصه اصلی اصحاب عاشورایی است. دیدن راهی طولانی پیش روی خود، مهمترین عامل پیشرفت آنها به حساب میآید. اصلاح این نوع نگرشها کار عاشوراست. همتی که با بدهکار دانستن همیشگی همراه شود رنگ کار سعیدبن عبداللهها است.
با این الگو به دو ظرفیت میتوان دست یافت:
1."انتظار و توقع حداکثری" از خود در قبال کار و دیگران(کار تا پای جان، از پیک فرسنگ به فرسنگ امام تا سپر نماز امام)
2."انتظار و توقع حداقلی" از دیگران برای خود (تردید و شکی مقدس: آیا وفا کردم؟ خوفی برای حرکت مضاعف)
و این یعنی بالاترین بهرهوری با حفظ ثبات و تقویت منابع انسانی.
به سمت الگوی پیشرفت عاشورایی
ما فرزند دعای ندبه ایم، "عَزیز عَلی اَن اَبکِیَکَ وَ یَخذُلَکَ الوَرَی": برای من سخت است که حتی یک نفر برای تو اشک نریزد، من گریه کنم و بقیه تو را تنها گزارند؟!؛ من اشک همه عالم را در عزای تو در خواهم آورد.(اشارهای از استاد پناهیان)
ثمره نزاع: باید همه عاشق تو باشند، من راضی نیستم که فقط چند میلیون نفر به زیارتت بیایند. من همه را باید به کربلای تو دعوت کنم و این محتاج همتی است از جنس همت عاشوراییانی چون سعید و در کنار آن همیشه خود را مدیون دانستن.
این جمله سعید نشان از همتی میدهد که بر مبنای این نگرش، فهم جمله "اَوَفَیتُ یَابنَ رَسوُلِ الله" را راحتتر میکند: شب عاشورا بنا گذاشت تا هفتاد بار برای امام کشته شود، هنوز 69 جان دیگر برای امام حسین بدهکار بود!(بدهکار دانستن درمانی است برای درد طلبکاری خیلی افراد در امور)
برگی از تاریخ: سعید بن عبد اللَّه حنفىّ برخاست و به عرض رسانید: نه، به خدا اى فرزند رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله، هرگز تنهایت نگذارم، تا خدا بداند که ما وصیّت پیامبرش محمّد را در باره تو حفظ و رعایت نمودیم، و اگر مىدانستم که در راه تو کشته مىشدم و بعد ززنده به آتش کشیده مىشدم و خاکسترم به باد داده مىشد و "هفتاد بار" این وضع تکرار مىشد، هرگز از حضرتت جدا نشده تا در پیش رویت شاهد مرگ و شهادت را در آغوش کشم، چرا نه، حال که این یک کشته شدن بیش نیست و بعد هم به کرامت ابدى و جاویدان خدا مىرسم.( لهوف / ترجمه میر ابو طالبى، ص: 137)
مابعد التحریر:
سپاس از اساتیدی که فهم دیگرگونهای از روضهها را به ما آموختند:حجتالاسلام پناهیان، دکتر رضاییان، دکتر سنگری ...
ما ارتباط امام حسین و حضرت زینب را با خود شبیهسازی کرده و گوشهای از آن را میفهمیم: ارتباط برادر و خواهر.
اما چه کسی میفهمد امام حسین برای حضرت مسلم چقدر زجر کشید؟
چه کسی میفهمد امام حسین بالای سر حبیببنمظاهر چه کشید؟ (حرفی که برای علیاصغرش زد در رثای حبیب گفت. اما کسی برای حبیب اینطور گریه نمیکند.)
اگر کسی رئیس باشد (مثل امام حسین) و نمایندهای بفرستد میفهمد عُلقه رئیس به نمایندهاش چقدر است، آن وقت روضه مسلم را میفهمد و این که چرا امام با شنیدن خبر شهادت مسلم فرمود: لاخیر فی العیش بعد هؤلاء... (ما که روضه مسلم نمیخوانیم، روضه دوطفلان مسلم را میخوانیم)
ما اینقدر سیاسی نیستیم تا روضه حبیب را بفهمیم و الا برای رفتن حبیب ما هم مثل امام حسین شکسته میشدیم: (لما وقع حبیب علی الازض بان الانکسار فی وجه الحسین)
ما برای بریر نمیتوانیم خوب گریه کنیم چون نمیفهمیم 50 سال با وضوی نماز عشا نماز صبح خواندن یعنی چه.
حسین جان! دستت درد نکند!
لااقل زن و بچهات را به کربلا آوردی تا راحتتر بتوانیم گریه کنیم، چون همه زن و بچه دارند.
با فهم بعضی شبکههای ارتباطی ، بعضی روضهها را میفهمیم:
o برادر و خواهر(روضه وداع امام حسین و حضرت زینب)
o پدر و پسر(روضه امام حسین و علیاکبر)
o مادر و پسر(روضه رباب و علیاصغر)
o برادر و برادر(روضه حضرت عباس)
o ...
اما در شبکه ارتباطی رهبر و پیروان تا بهحال روضههای کربلا را نشنیدهایم.
بعضی روضههای امام حسین را فقط مدیران میفهمند، باید این شبکه ارتباطی را فهمید تا عمق بعضی روضهها درک شود. برای فهم بعضی روضهها باید مدیر بود...
مرثیهای که ویژه مدیران است. (مشاهده خبر)
مابعدالتحریر:
به بهانه روایت مصور عاشورا
اگر قرآن بهتر قانون هستی است و کربلا بهترین اجرای آن قانون، و از سویی اگر حسین علیهالسلام عِدل و همتای قرآن است و قرآن نیز عِدل و همتای حسین علیهالسلام، پس میتوان از روش شناخت یکی برای فهم دیگری الهام گرفت.
باید نحوه مواجهه خود با کربلا -و اصلا تاریخ- را همانند مواجهه با قرآن دید، آنچنان که امام سجاد غزوات حضرت رسول را آنگونه میدید. (کنا نعلم مغازی النبی و سرایاه کما نعلم السورة من القرآن(مکاتیب الرسول صلى الله علیه وآله، ج1، ص: 644)) باید در کربلا تدبر کرد.
قرآن با کسی سخن نخواهد گفت و نشانههایش را برای هرکسی آشکار نخواهد کرد مگر کسانی که اهل سؤال باشند، یوسف قرآن که احسن القصص قرآن است شاهدی بر این مدعاست (...آیاتٌ لِلسَّائِلِینَ(یوسف/7)) و اگر کسی اهل سؤال شد قرآن او را رد نخواهد کرد (وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ(الضحی/10))
رویکرد "مسأله محور" راز دیدار داستانهای کربلاست. در این مجال میتوان از یک تاریخ و جغرافیا بیشمار موضوع دید و با هزاران مسأله و به دنبالش هزاران پاسخ، هزاران سخن تازه و بکر را روایت کرد. روایت مصور عاشورا به دنبال این گمشده است. (مشاهده خبر)
از این منظر است که از یک سری اسلایدهای ثابت تاریخی (برای دریافت فایل روایت مصور عاشورا- ویرایش اول اینجا کلیک کنید.) موضوعاتی کاربردی و امروزی خلق خواهد شد، موضوعاتی برای زائرانی که تشنه زلال معرفتی از کربلا هستند.
در این بستر و زمینه و با عنایت به این روش است که میتوان یک روز از سبک زندگی حسینی گفت، و روزی دیگر از جلوههای باور در کربلا، یا اثر کلام در جریان کربلا دید یا درمانی برای یأس و تقویت امید یافت. از انسان کامل گفت، نردبان آسمان در کمتر از 10 روز را روایت کرد. کربلا جاری یاد خدا را طرح کرد. داستان سیاهی لشکر، عاقبت به خیری، جلوه های پویایی در کربلا، عاشورا و ظهور و... را به تماشا نشست.(برای مشاهده برخی از موضوعات طرح شده اینجا کلیک کنید.)
اینگونه جغرافیای تخصصی کربلا در بردار تاریخ، سراسر درس و نکته و عبرت خواهد شد.
با عنایت به ضرورت شکلگیری تمدن بزرگ اسلامی و لازمه عبور از منزلگاه "سبک زندگی" و با توجه به پرسشهای رهبری عزیز، و ظرفیت عظیم عاشورا برای تحقق این مهم:
×××××××××××××××××××××××
تقدیم به همهی آنها که زیارت عاشورا را دقیق میخوانند
×××××××××××××××××××××××
چرا "خوبها" این قدر زود "بد" میشوند؟
××××××××××××××××××××××××
بعد از مطالعهی این کتاب:
محتاطانهتر خواهیم گفت: و لعن الله شمراً
××××××××××××××××××××××
القای اندکی ترس
همان چیزی است که گمشده ی کتاب جاری است.
خوف از عاقبت به خیر نشدن
×××××××××××××××××××××××××××××
به راحتی از این فراز تاریخ هم نمی شود عبور کرد:
زخمی پای علی علیه السلام
جانباز صفین
و حال:
قاتل فرزندش حسین علیه السلام
(طرح روی جلد نشریه حیات: شمر امروز را بشناس)
××××××××××××××××××××××××××
وقتی "خوب" ها اینقدر زود "بد" میشوند.
نباید فقط به یک دعای ساده دل خوش کرد که:
اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً
باید به دنبال ریشهها وعلتها بود.
×××××××××××××××××××××××××
اگر نیایشهای شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که اینها مال شمر است شما با آن ها گریه میکردید و صد البته حال!
هیچگاه گفته نمیشود که وقتی شمر دستش را به حلقهی خانهی خدا میزد چگونه با خدا زمزمه میکرد.
×××××××××××××××××××××××
شاید خسته شوید!
اما فضایل شمر بالاتر از اینها است:
شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفتن
و آن حال عجیب در دعاها و مناجاتها
را به سوابق قبلی اضافه کنید
حال اگر جرأت دارید بگویید: و لعن الله شمراً
سرزمینی برای اندیشه
پیشنوشت: محقق در مرحلهای از فرایند پژوهش، روش گردآوری اطلاعات خود را در انجام تحقیق با دو شاخص میزان دقت روش و صحت اطلاعات حاصل از آن روش انتخاب مینماید. برای گردآوری اطلاعات، عموما از دو روش به شرح زیر استفاده می شود:
الف- روش کتابخانهای (اسنادی): مشتمل بر روشهای آمارخوانی(بررسی اطلاعات و آمار و ارقام)، سندخوانی(بررسی اسناد و مدارک منتشر شده یا منتشر نشده) ، تصویرخوانی( استفاده از نقشه و کروکی و ...) و ...
ب- روش میدانی: مشتمل بر روشهای آزمونگیری،مشاهده(فردی/گروهی، علنی/غیرعلنی، مشارکتی/غیرمشارکتی، کنترل شده و کنترل نشده) مصاحبه(چهره به چهره، تلفنی، از راه دور از طریق رایانه)، پرسشنامهای و ...(برگرفته از جزوه "روش تحقیق کاربردی" جناب دکتر گنجعلی)
در فصل سوم پایاننامه کارشناسی ارشد(مبحث روش تحقیق) به لزوم وجود یک پیشنیاز به نام "توسل" اشاره کردم...
|
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
پیش نیاز اول:مطالعه و فیش برداری |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پیش نیاز دوم: توسل |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گام اول: نگاه مساله محور |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گام دوم: بازگشت مجدد به متون |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گام سوم: نکرار و انس با متون |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گام چهارم: بررسی تحلیل بزرگان |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گام پنجم: مهندسی معکوس |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گانت چارت مراحل تحقیق
احساس میکنم برای مطالعات عاشورایی انجام یک کار میدانی-پیمایشی نیز ضروری باشد: "سفر کربلا"، البته سفری از جنس زیارت نه سیاحت، هرچند این سفر با ویرایش سیاحتیاش هم میتواند برای محققین غربی راهگشا و الهامبخش باشد.
کربلای معلی-بهار فاطمیه1392
روایت مصور عاشورا به دنبال روایتی منقّح، مدوّن و مهذّب از سرزمین کربلاست.
اگر کربلا "نمایشگاه" بزرگ آفرینش است - آنچنان که حضرت زینب تمامش را زیبا میدید- "دانشگاه" هم هست؛ دانشگاهی با کارویژه ترسیم کربلا و عاشورا.
روایت مصور عاشورا به دنبال روایتی منقّح، مدوّن و مهذّب از سرزمین کربلاست، "روایت"ی که ریشه در "درایت" خواهد داشت و صرفا روایت زیباییهای کربلا نخواهد بود.
روایتگری از کربلایی که فقط جغرافیا نیست و عاشورایی که تنها در تاریخ محدود نمیشود، حقیقتی که فراتر از درس جغرافیا و تاریخ با دلها سخن خواهد گفت. روایتی که در افق "آوینی"ها غیر از حکایت تاریخ است. روایت همان تفسیر است، عبور از ظاهر به باطن امور در تبلور منازل مکه تا کربلای امام و حضور دوم محرم تا عاشورایش به روایت تصویر.
مشاهده خبر: روایتگری واقعه عاشورا به روش تصویری در کربلا/عکس
مشاهده خبر: روایت مصور عاشورا به دنبال روایتی منقّح، مدوّن و مهذّب از سرزمین کربلاست.
مشاهده خبر: معرفی طرح "خبر60ثانیه"، "تفسیر30ثانیه"
عنوان سرفصلهایی که در این ایام در خیمهگاه حسینی تبیین شده و میشود برای بازار اندیشه عاشوراخواهان ، سرمایهای سرشار از ایدههای نو به ارمغان خواهد داشت:
1.کربلا معدن باور
2.کربلا یک مکان نیست، عاشورا یک روز نبود
3.اثر کلام (بحثی در تواصی و گفتمانسازی)
4.حسین علیهالسلام حلال مشکلات
5.درمان یأس
6.کربلا جاری یاد خدا
7.حسین علیهالسلام مظهر عزم
8.سیاهی لشکر
9.راز استقامت
10.زمینهچینان (تبیین نقش ممهّدین در عاشورا)
11.حماسه دیروز، حماسه امروز
12.از انقلاب جان تا انقلاب جهان (نقش عاشورا در ظهور)
13.رصد فرصتها (مدیریت زمان امام در کربلا)
14. تمام عرفان کربلاست
15.جلوههای پویایی در کربلا (بررسی مفهوم حرکت در قاموس زیارت)
16.از نماز عبیداللهی تا نماز اباعبداللهی
17.داستان عاقبت به خیری
18.پناهگاه
19.غیرت دینی
20.از تبرک تا برکت
قابل توجه اندیشمندانی که برای جهان اسلام و بیداری ملتها دغدغهمندند.
...بیان ماجراى عاشورا، فقط بیان یک خاطره نیست. بلکه بیان حادثهاى است که - همانطور که در آغاز سخن عرض شد - داراى ابعاد بىشمار است. پس، یادآورى این خاطره، در حقیقت مقولهاى است که مىتواند به برکات فراوان و بیشمارى منتهى شود. لذا شما ملاحظه مىکنید که در زمان ائمّه علیهمالسّلام، قضیه گریستن و گریاندن براى امام حسین علیهالسّلام، براى خود جایى دارد.
مبادا
کسى خیال کند که در زمینه فکر و منطق و استدلال، دیگر چه جایى براى گریه کردن و
این بحثهاى قدیمى است! نه! این خیالِ باطل است. عاطفه بهجاى خود و منطق و استدلال
هم بهجاى خود، هر یک سهمى در بناى شخصیّت انسان دارد. خیلى از مسائل است که باید
آنها را با عاطفه و محبّت حل کرد و در آنها جاى منطق و استدلال نیست.
شما اگر در نهضتهاى انبیا ملاحظه کنید، خواهید دید وقتى که پیغمبران مبعوث مىشدند،
در وهله اوّل که عدّهاى دور آنها را مىگرفتند، عامل اصلى، منطق و استدلال نبود.
شما در تاریخ پیغمبر اسلام که مدوّن و روشن هم هست، کجا سراغ دارید که آن حضرت
کسانى از کفّار قریش را که مثلاً استعداد و قابلیّت داشتهاند، در مقابل خود
نشانده و برایشان استدلال کرده باشد که به این دلیل خدا هست، یا به این دلیل خدا
واحد است، یا به این دلیل و استدلال عقلانى، بتهایى را که مىپرستید، باطلند؟ دلیل
و استدلال، زمانى کاربُرد دارد که نهضت پیشرفته است. در وهله اوّل، حرکت، حرکتى
احساسى و عاطفى است. در وهله اوّل این است که ناگهان فریاد مىزند: «نگاه کنید
به این بتها و ببینید که اینها ناتوانند!» در وهله اوّل مىگوید نگاه کنید که خداى
متعال واحد است: «قولوالاالهالااللَّهتفلحوا.» به چه دلیل «لااله الااللَّه»
موجب فلاح است؟ اینجا کدام استقلال عقلانى و فلسفى وجود دارد؟ البته در خلال هر
احساسى که صادق باشد، یک برهان فلسفى خوابیده است. اما بحث سرِ این است که نبى
وقتى مىخواهد دعوت خود را شروع کند، استدلال فلسفى مطرح نمىسازد؛ بلکه احساس و
عاطفه صادق را مطرح مىکند. البته آن احساس صادق، احساس بىمنطق و غلط نیست؛احساسى
است که در درون خود، استدلالى هم دارد. اوّل توجّه را به ظلمى که در جامعه جارى
است؛ اختلاف طبقاتىاى که وجود دارد و فشارى که «انداد اللَّه» از جنس بشر و
شیاطین انس بر مردم وارد مىکنند، معطوف مىسازد. این، همان عواطف و احساسات است.
البته بعد که حرکت وارد جریانِ معقول و عادّى خود شد، نوبت استدلال منطقى هم مىرسد.
یعنى کسانى که داراى تحمّل عقلى و پیشرفت فکرى هستند، به استدلالات عالى مىرسند.
ولى بعضى افراد هم، در همان درجات ابتدایى مىمانند. در عین حال، معلوم هم نیست
آنهایى که از لحاظ استدلال سطح بالاترى دارند، از لحاظ درجات معنوى هم، حتماً سطح
بالاترى داشته باشند. نه؛ گاهى کسانى که سطح استدلالىِ پایینترى دارند، اما جوشش
عواطفشان بالاست، ارتباط و علقهشان با مبدأ غیبى بیشتر و محبتشان نسبت به پیغمبر،
جوشانتر است و به درجات عالیترى مىرسند. قضیه اینگونه است.
در حرکتهاى معنوى، عاطفه سهم و جاى خود را دارد. نه عاطفه جاى
استدلال را مىگیرد و نه استدلال مىتواند به جاى عواطف بنشیند. حادثه عاشورا، در
ذات و طبیعت خود، یک دریاىِ خروشانِ عواطفِ صادق است. (1373/03/17)
پیشنوشت: آیتالله علمالهدی امام جمعه محترم مشهد در همایش روحانیون و مداحان بعثه مقام معظم رهبری در کربلا: همه نوع ریاضت برای علما قابل اجراست الا ریاضت استماع!
چرا که خود، اهل سخناند و تحمل شنیدن ندارند! فلذا من هم انتظار استماع ندارم!
آنچه خواهم گفت ارائه سوژهای هم برای اندیشیدن است و هم برای تبیین به عنوان تیتر سخن.
گزیدهای از فرمایشات معظمله:
گام اول انبیا اندیشهسازی و تولید اندیشه در انسانها بوده است.
اگر حرکت بر مبنای اندیشه نباشد اوامر و نهیها اثری در یک سوژه هدایتی نخواهد داشت.
بر مبنای اندیشه تولید شده در مغزها، اشخاص رفتارهایشان را تنظیم میکنند. راهکار انسانسازی حضرت رسول هم چنین بود.
سه راه اندیشه سازی:
1-القا و تلقین: ترساندن، بر حذر داشتن، تصویرهایی در درون فکر ایجاد کردن و نهادینه نمودن.
2-اعمال زور و قدرت: اگر جریان مقتدری مسلط شود در نسل دوم جامعه، اندیشه تولید خواهد شد. روش استکبار جهانی چنین است. هانتینگتون مشاور عالی کاخ سفید: جنگ تمدنها!
3- اندیشهسازی از طریق دل
اندیشه از طریق دل در مغزها ایجاد شود.
جذب قلبها برای نهادینه کردن. تولید اندیشه با دل نه با زور و شمشیر (این شاهکار حضرت زهرا بود...)
این دل، معرفت و فکر و مغز میسازد.
نظام رفتاری انسانها فقط با اندیشه نیست.
بالاتر از همه چیز روضهخوانی در این خانه است.
از بین همه حرفهها و مشاغل کار ما همین است. محبت از طریق دل، کار ماست.
"جُرُّوا إِلَیْنَا کُلَ مَوَدَّة" دلها را که به این آستان گره زدی کار تمام است.
اینجاست که در کوچه بعد از آن اتفاقات یک یهودی مسلمان میشود...
همین روش را بقیه معصومین هم اجرا کردند.
همین دکتورین را امام حسین انجام داد، این شگرد سیاسی همه اهل بیت بود.
باری، این تز فاطمه بود که دیگر فرزندانش هم اجرا کردند و حال ما کارگزار این قصه شدیم...
خیلی مقام و شخصیت است و هم البته مسئولیت...
جغرافیای تخصصی واقعه عاشورا در بردار تاریخ
زمینهای برای تأمل در درسها، عبرتها و آموزههای کربلا.
برای آنان که میخواهند دوباره کربلا را تماشا کنند، (مفید برای زائران عتبات)
هدیهای از سرزمین همیشه بهار- ارائه مباحث: هر روز ساعت16:30الی17:30 خیمهگاه حسینی
دریافت فایل روایت مصور عاشورا (ویرایش اول)
مطالب مرتبط:
برای دریافت ویرایش جدیدتر روایت مصور عاشورا به لینک زیر مراجعه فرمایید:
گزارشی از طرح روایت مصور عاشورا در خیمهگاه حسینی علیهالسلام